اهميت پرچم ايران باستان براي سربازان

تئودوسيوس دوم امپراتور روم ۱۲ مه سال ۴۲۰ ميلادي(1584 سال پيش در روزي چون امروز) در آخرين ديدار خود با افسران واحدهاي ارتش اين كشور كه عازم جنگ با ايران بودند به آنان توصيه كرد كه پس از رو به رو شدن دو ارتش و آغاز زد و خورد، بهترين هنگ رومي را مأمور تصرف پرچم ايران كنند و تأكيد كرد كه با تصرف پرچم، سربازان ايران روحيه خود را از دست خواهند داد كه عاملي است مهم به سود ما. مورخ ارتش روم كه در اين جلسه حضور داشت و نيز ناظر صحنه هاي اين جنگ ايران و روم بود كه دو سال طول كشيد نوشته است كه در جريان جنگ، نيروهاي رومي بارها كوشيدند تا پرچم ايران را به دست آورند، ولي موفق نشدند. اين مورخ سپس به توصيف اين پرچم پرداخته و نوشته است: پرچم ايران( درفش كاويان ) هفت متر در پنج متر است (اندازه ها بعدا به نظام متريك محاسبه شده است) علامت برجسته پرچم با نخ هاي سيم و زر و گوهرهاي گرانبها (ياقوت و...) دوخته شده و اشعه آفتاب را تا مسافتي دور منعكس مي كند. اين پرچم در جريان جنگ روي يك تپه يا زمين مرتفع قرار داده مي شود و سه رديف سرباز نيزه دار بلند قامت دايره وار از آن محافظت مي كنند.
     جنگي كه از آن ياد شد در سال ۴۲۲ ميلادي با امضاي يك پيمان صلح ميان دو ابر قدرت وقت پايان گرفت . بايد دانست كه پرچم ملي ايران باستان تنها يك بار تصرف شد و آن در جريان جنگ قادسيه در سال 637 ميلادي بود.

از ماست که بر ماست

تهمینه میلانی

در خبر ها آمده که خانم تهیمنه میلانی بدون هیچ گونه دلسوزی در زمان ساخت کلیپی آسیبی جبران ناپذیری به کاخ داریوش وارد کرده است از دیدگاه شما چه کسی یا کسانی گناه کارند و باید با آنها چه کرد؟
آیا نباید در دادگاهی مورد بازخواست قرار بگیرند شما چه می گوید؟
آیا تنها کارگردان گناه کار است یا کسانی که بایست نگهبانی بر کار وی داشتند نیز بایست بازخواست گردند.
متن خبر:
خبرگزاری میراث فرهنگی: فعالیت یک گروه فیلمبرداری به کارگردانی "تهمیه میلانی"، سومین حادثه پیاپی را برای کاخ تچر در تخت جمشید به همراه آورد. این گروه در حین کار لکه‌های سیاه رنگی را روی سنگ‌های حیاط جنوب شرقی کاخ تچر پاشیده اند.
به گفته یکی از نمایندگان تشکل‌های غیردولتی حاضر در تخت جمشید، گروه فیلمبرداری "تهمیه میلانی" که موفق به گرفتن مجوز ساخت فیلم در تخت جمشید شده اند، با ریختن لکه‌های سیاه رنگی که به منظور ایجاد فضاهای افکتیو و تولید دود استفاده می‌شده، به منظره کاخ تچر (کاخ اختصاصی داریوش) آسیب رسانده اند.
به گفته یکی از ناظران، کودکانی که قرار است در کلیپ میلانی بازی کنند به وی در این ‌باره تذکر داده‌اند اما با برخورد ناخوشایند این کارگردان سینما مواجه شده‌اند.
لکه‌های سیاه رنگی که در پی اسپری کردن گروه فیملبرداری روی سنگ‌ها ایجاد شده است ،کاملا شیمیایی هستند به همین دلیل این احتمال وجود دارد که برای آثار ضرر داشته باشند.
شنیده‌ها حاکی از آن است که در پی این حادثه مسئولان تخت جمشید به همراه کارشناسان در محل فیلمبرداری حاضر شده و به میلانی تذکر داده‌اند اما وی به این موضوع توجهی نداشته است.

******
یک کودک معترض خطاب به میلانی: این ها میراث فرهنگی ما است نباید تخریب شود
حمید الف. خبرنگار کمیته نجات در تهران: یک کارگردان دیگر، که مجوز فیلمبرداری خود را مستقیم از سازمان میراث فرهنگی گرفته، اقدام به تخریب بخشی از تخت جمشید کرده است.
این شخص تهمینه میلانی است که، بلافاصله پس از تخریب تخت جمشید به وسیله یک گروه فیلمبرداری دیگر تقاضای مجوز فیلمبرداری از تخت جمشید را می کند و مسئولین سازمان میراث فرهنگی هم به راحتی به او اجازه مجوز می دهند. و این در حالی است که فیلمبرداران تخریب کننده قبلی با همه ی سر و صدا و اعتراضی که از طرف مردم و رسانه ها بوده بدون کوچکترین مشکلی به حال خودشان رها شده اند.
تخریب به وسیله گروه فیلمبرداری تهمینه میلانی در حالی انجام شده است که در تمام مدت خود کارگردان آنجا بوده است. و بنا به شهادت کسانی که در آنجا حضور داشته اند یک بار از سوی یکی از فیلمبردارها، یک بار از سوی یکی از کارگران فنی و دو بار هم از سوی چند کودک که نقش هایی در فیلم کوتاه میلانی دارند، به او اعتراض شده است ولی او هر بار با عکس العملی تند با معترضین برخورد می کند.
یکی از بچه ها به میلانی گفته است: «این ها میراث های باستانی ما است نباید تخریب شوند»، ولی تهمینه میلانی با رفتاری تند او را مجبور به سکوت می کند.
تهمینه میلانی حتی پس از این که عده ای از مسئولان تخت جمشید خبر شده و سر صحنه حاضر شده اند و به او تذکر داده اند باز حاضر نشده که از تخریب عمدی خودداری کند.
در عین حال یکی از همراهان این کارگردان متخلف معتقد است که این کار میلانی کاملا عمدی بوده و بیشتر برای جلب توجه انجام شده است.
او همچنین اضافه کرده است که: «میلانی با توجه به علاقه ی روز افزون مردمان به مساله آثار باستانی و به خصوص سر و صدای اخیری که در ارتباط با تخت جمشید و پاسارگاد وجود داشته برای این که مرکز توجه قرار گیرد به طور عمدی دست به این عمل زده است».

متاسفم

ششم ژوئن سال 344 پيش از ميلاد ( ايران تنها ابر قدرت سراسر گيتي )

ششم ژوئن سال 344 پيش از ميلاد اردشير دوم، شاه هخامنشي ايران شورش قبرسي ها برضد امپراتوري ايران را درهم شكست. قبرس از زمان داريوش بزرگ تا جنگ ايسوس و سلطه اسكند بر شرق مديترانه، نزديك به دو قرن از سرزمين هاي امپراتوري ايران و پايگاه ناوگان ما در مديترانه بود. آتن طبق پيمان آنتالكيداس منعقده در سال 386 پيش از ميلاد حكومت ايران بر قبرس را به رسميت شناخته بود.طبق اين پيمان كه به صلح جهاني معروف است، جهان يوناني زبان ايران را به عنوان قدرت اول گيتي به رسميت شناخته و متعهد شده بود كه اقدامي برضد منافع ايران بعمل نياورد.
اوايل قرن گذشته، در اكتشافات باستان شناسي در قبرس تعدادي سكه ايراني رايج در قرن پنجم پيش از ميلاد (25 قرن پيش) به دست آمد.

اردشير دوم از سال 404 تا 358 پيش از ميلاد حكومت كرد. از رويدادهاي معروف دوران حكومت او، شورش برادرش كوروش كوچك است كه مدعي سلطنت بود و در جنگ «كوناكسا» كشته شد و شرح اين شورش را گزنفون مورخ و ژنرال يوناني در كتاب «عقب نشيني ده هزار نفري» آورده است.

قبرس پس از گسترش قلمرو امپراتوري روم تا شرق مديترانه به دست اين دولت افتاد. بعدا جمهوري «ونيز» آن را مالك شد و آنگاه به تصرف عثماني در آمد. عثماني چهارم ژوئن 1878 قبرس را در ازاء تعهد دولت انگلستان كه در هر جنگ عثماني و روسيه از عثماني حمايت كند آن جزيره را به انگلستان واگذار كرد و اين دولت در سال 1914 (آغاز جنگ جهاني اول) قبرس را ضميمه خود ساخت. قبرس در پي يك بپاخيزي طولاني و خونين بر ضد سلطه انگلستان، در سال 1960 استقلال به دست آورد وجمهوري شد. با وجود اين، دولت انگلستان پايگاه نظامي خود در آن جزيره را حفظ كرده است. در دهه 1970 تركهاي قبرس كه در دوران سلطه عثماني به اين جزيره مهاجرت كرده بودند با كمك نظامي تركيه كه نيرو به قبرس فرستاده بود اين جزيره را تجزيه كردند كه اين مسئله در حال حل شدن است. داستان قبرس درس عبرتي است براي مللي كه در صدد تجزيه و كوچك كردن و تضعيف خود باشند، وضعيتي كه قدرتهاي بزرگتر خواهان آنند.

فرهنگ امروزي و آثار باستاني

سنگ نوشته خط میخی مربوط به حدود دوهزار وپانصد سال قبل در شهر ایذه

۱- ما ایرانی هاخیلی با فرهنگ بودیم؟

۲- ما ایرانی ها خیلی با فرهنگ هستیم؟

۳- ما ایرانی ها بی فرهنگ هستیم؟

۴- ما ایرانی ها به آثار باستانی خیلی علاقمند هستیم پس آنها را خراب می کنیم؟

۵-خط ما از خط میخی زیباتر است.؟

سرستون کاخ داریوش در شوش مربوط به دوهزار و پانصد سال قبل (هخامنشی)

۱- باید اسم خودمان را بر روی آثار باستانی ثبت کنیم؟

۲- داریوش فراموش کرده بود روی سرستون تاریخ را ثبت کند؟

۳- H-M نام معشوقه داریوش کبیر بوده است؟

۴- بیست دوم بهمن (تاریخی که روی سرستون کنده شده) روز پیروزی بر داریوش کبیر بوده است؟

ساختمان آبشارهای شوشتر متعلق به دوره همخامنشی و ساسانی


۱-آثار باستانی دفتر مشق ما هستند؟

۲- تخریب آثار باستانی ثواب دارد؟

۳- تخریب آثار باستانی واجب کفایی است؟

۴- سازمان میراث فرهنگی به دلیل همکاری با وزارت نیرو جهت سدسازی سرش خیلی شلوغ است؟

۵- ما مردم خیلی باشعوری هستیم؟

۶- به من چه؟ به تو چه؟ به ما چه؟ اصلا به شما چه؟؟؟؟

متاسفم

حفاظت از تاج و تخت در ایران باستان

درحاليكه قدمت سازمانهاي جاسوسي در اروپا حدود 500سال در انگلستان و فرانسه و آمريكا پس از شروع جنگ جهاني دوم و اسراييل پس از غصب خاك فلسطين، اولين بزرگترين سازمان جاسوسي ايران را در2500  سال داريوش به نام اسپزگان و گاوشگان بنا نهاد.  وجود اين سازمان كه مي توان به عنوان چشم و گوش شاه آنرا ترجمه نمو د به علت شورش ها و نا آرامي ها  هاي بعد از به تخت نشستن داريوش الزامي بود  داريوش براي مقابله با اين هرج و مرج سرزمين هاي تحت امر خود ، افرادي را به كار گرفت تااخبارهر شهري را مخفيانه به اطلاع او برسانند.

ايجاد چنين سازماني موجب شد تا شورشها در عرض كمتر از يك سال فرو كش كند.  داريوش براي سهولت كار افراد سازمان جاسوسي خود، كشور را به بيست يا بيست و دو ايالت و يا ساتراپ تقسيم كرد.او اين تقسيم را براي ايجاد سهولت در وصول ماليات، كنترل اوضاع ايالات، ايجاد امنيت و تشكيل ارتش منظم انجام داد  اخبار مربوط به امور مملكتي ازجمله توطئه ها توسط ماموران امنيتي جمع آوري مي شد و توسط پيك هاي سريع السير به مركز و شخص شاه انتقال داده مي شد.  عده اي  باني سازمان امنيت را ديااكو، اولين پادشاه ماد مي دانند و عقيده دارند داريوش متحول كننده آن است، اما آنچه روشن است اين است كه چنين سازماني بدين شكل ابتكار شخص داريوش بزرگ است.  اين ايده نبوغ آميز او ، باعث شد كه هركدام از مقامات لشكري و كشوري جداگانه و مستقيما در برابر شاه مسئول باشند.  زيرا با وجود چنين سازماني كوچكترين خطايي از طريق مسئولان از نظر آنها مخفي نمي ماند . افراد اين سازمان، افرادي تعليم ديده بودند آنها در استراق سمع، تخصص داشتند و براي مخفيانه نگاه كردن  آموزش ديده بودند. افراد اين سازمان، تحت آزمايشهاي مختلف قرار گرفته و پس از اثبات وفاداري آنها به شخص شاه به كار گماشته مي شدند.